تبلیغات
داستان های جذاب و خواندنی

 

داستان های جذاب و خواندنی


صفحه اصلی| عضویت رایگان|نقشه سایت|میعادگاه بلاگ|گروه میعادگاه|سایت تفریحی میعادگاه
ویژه ها


عضویت

میعادگاه miadgah
میعادگاه جامعه ای از ایرانیان با بیش از 100000 هزار ایرانی .
شما هم به ما بپیوندید

برای عضویت در گروه میعادگاه كلیك كنید 
www.Miadgah.ir


 

تازه های سایت
تبلیغات


اطلاعات سایت

 آمار بازدیدها:

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :


  اطلاعات سایت :
كل مطالب :

كل نظرات :

  


 مدیران :

 میعادگاه (21)

مهتاب (23)

آرتمیس (31)

طیبه (2)

الهه (27)

لینا (0)

ناهید (120)

سیلاس (10)

لینك های برگزیده
  داستان زیبای ظهر یک روز سرد زمستانی

وبلاگ داستان های کوتاه و خواندنی با ظاهری جذاب

آیا خدا هست؟

داستان بچه تخص

داستان زیبای عجایب هفتگانه جهان

داستان مردی که بازیگر شد !!

کارتون های زیبا و بیاد ماندنی

عکس های جذاب و دیدنی

داستان زیبا و جذاب تله موش

داستان رز

من ماندم و قصه ای تمام

سنجش عملکرد

داستان زیبای عشق جوان به دختر

داستان جذاب چاه

داستان بسیار زیبای بهای عشق

داستان ادبی و بسیار زیبای بیمار

سایتی شاد و متنوع برای همه ایرانیان

درک متقابل

یک قصه آموزنده

پدران مفتخر

داستان عاطفی

خود را تغییر دهیم نه جهان را

یك داستان كوتاه عاشقانه

یك ساعت ویژه

بالهایت را كجا جا گذاشتی؟

داستان زیبای پیشگوئی

دعای كشتی شكستگان

ساكن دو محله

داستان زیبای راه بهشت

داستان زیبای طناب

از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری

داستان خواندنی نیكی و بدی

داستان كلك مردانه

معجزه گل نیلوفر

داستان معلم

داغ دیده و تابستان

دوست مرد بهتر است یا دوست زن !

داستان زیبای انتخاب درست

داستان جذاب حمام

داستان زیبا و خواندنی معاون دبیرستان

آرشیو لینكدونی

نظر سنجی
چه نوع داستانی بیشتر دوست دارید ؟

تبلیعات

تبلیعات

 

ماه خال دار - حکایت های پند آموز ,

ماه خال دار
گویند كه در ازمنه ای نه چندان قدیم روزی پسری به خانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سینه بكوفت كه چه شده ای گل پسركم !
پسر نگاهی به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم كه امروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این  دختر همسایه خورد و نگاه همان و عشق همان ! پس اینك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روی و او را به نكاح (عقد )من در آری كه دیگر تاب دوری او را بیش از این درمن نیست !!!
مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبركم من حرفی ندارم و بسی خوشحالم كه تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابان و ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج كردن 
اما بهتر است كه لختی درنگ نمایی كه اینگونه عاشق شدن ناگهانی را  رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید!
پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگر زن نخواهم كه این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .
پس مادر كه پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر كرد و به خانه همسایه رفت .

 

ادامه مطلب

ارسال: ناهید روز:سه شنبه 12 خرداد 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

بخت بیدار - داستان پند آموز ,
داستان بخت بیدار
روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
ادامه مطلب

ارسال: ناهید روز:شنبه 2 خرداد 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

در راستای آموزش مبانی داستان نویسی ، به مواردی همچون :الفبای قصه نویسی ،ویژگیهای یک قصه مناسب ، وموضوعات داستانها پرداختیم . امروز و در دنباله بررسی این موارد به مقوله ویژگیهای یک نثر داستانی مناسب می پردازیم .
-- ویژگیهای یك نثر خوب و مناسب داستانی
1 - انتخاب صحیح و دقیق كلمات:
در ادبیات تنها وسیله انتقال فكر واحساس كلمات هستند. نویسنده اگر شخصی مسلط بر زبان شد، در به كار گیری هر كلمه، تركیب، تعبیر، تشبیه، حرف اضافه وحتی هر علامت نگارشی در متن خود منظور خاصی خواهد داشت. او به وسیله هر یك از این انتخابها می خواهد فكر و احساس یا تصویر خاصی را به خواننده اثرش منتقل كند.
به تعبیر پیش كسوتها هر كلمه، بار عاطفی و احساسی خاصی دارد. به همین خاطر برای بیان هر حس تنها یك كلمه یا تعبیر وجود دارد و نویسنده باید همان را به كار بگیرد، نه كلمات مترادف آن را، تا بتواند حس مورد نظر را به خواننده منتقل كند.

ادامه مطلب

ارسال: میعادگاه روز:پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

در دو قسمت قبلی پیرامون الفبای قصه نویسی وویژگیهای یک قصه مناسب سخن گفتیم . در این مطلب به مبحث انتخاب موضوع برای نوشتن داستان می پردازیم.


در میان ماجراهای مختلفی كه در طول زندگی برای شما به عنوان یك نویسنده اتفاق می افتد یا خود شاهد آن بوده یا از دیگران شنیده یا تخیل كرده اید تنها ماجراها یی قابل تبدیل به داستان هستند كه آنقدر غیر معمولی، غیر تكراری و واجد آنچنان تازگیها و ارزشهایی باشند كه قابلیت بازگویی برای جمعی وسیع در حد یك جامعه و ملت را داشته باشند.

موضوعی كه بناست محور یك داستان قرار گیرد اگر هیچ خصوصیت بارزی نداشته باشد، حداقل باید دارای نكته ای باشد كه آن را از موضوعهای معمولی و تكراری متمایز كند. عده ای قابل توجه از مردم داستان را برای تغییر ذائقه و ایجاد تنوع در زندگی خود می خوانند پس دور نیست كه در داستان به دنبال فرهنگها، فضاها و آدمهایی بگردند كه با آنچه پیوسته پیرامون خود می بینند متفاوت باشند. خواهان ماجراهایی باشند كه خود به سبب محدودیت های شخصی وشرایط خاص اجتماعی شان قادر به درگیر شدن با آنها نیستند و در یك كلام طالب داستانی هستند كه برای ساعتی ولو در عالم خیال نسیمی از تازگی بر زندگی آنها بوزاند و به هیجانشان بیاورد.

 

ادامه مطلب

ارسال: میعادگاه روز:دوشنبه 14 اردیبهشت 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

کیک مادربزرگ - داستان عاطفی ,
کیک مادربزرگ
پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه چیز ایراد دارد ... مدرسه، خانواده، دوستان و غیره.
مادر بزرگ که مشغول پختن کیک بود، از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.
ـ روغن چه طور؟
ادامه مطلب

ارسال: ناهید روز:دوشنبه 7 اردیبهشت 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

دانه ای که سپیدار بود - داستان پند آموز ,
دانه ای که سپیدار بود
دانه كوچک بود و كسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه كوچک بود.
دانه دلش می‌خواست به چشم بیاید، اما نمی‌دانست چگونه. گاهی سوار باد می‌شد و از جلوی چشمها می‌گذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها می‌انداخت و گاهی فریاد می‌زد و می‌گفت: "من هستم، من اینجا هستم، تماشایم كنید ."
ادامه مطلب

ارسال: ناهید روز:یکشنبه 6 اردیبهشت 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

آموزش داستان نویسیدربخش قبلی در مورد عناصر لازم برای ورود به عرصه هنر ، چگونگی قدم گذاردن به عرصه هنر داستان نویسی و شرایط لازم برای مرود به این عرصه ، سخن گفتیم. اینک و در این مقال ، به ویژگیهایی که یک قصه خوب می بایست داشته باشد ، می پردازیم.

در این مورد به طور خلاصه می توان به ویژگیهای زیر اشاره نمود:

1) - خدا محوری:
یك قصه خوب قبل از هر چیز باید خدا محور باشد. یعنی در همه جای آن خدا حضور داشته باشد. معنی این حرف آن نیست كه جا و بیجا، با مناسبت یا بی مناسبت نام خدا یا آیا ت قرآن را بیاوریم ، بلكه بدان معنا ست كه نشان دهیم قصه از یك تفكر توحیدی سرچشمه گرفته و جوشیده است. علاوه بر اینكه به غیر از نشان دادن ارزشهای عالی انسانی به خواننده برسانیم كه محور عالم وجود خداست و سرچشمه همه خیرها و فیوضات اوست و انسانها در این میان وسیله ای بیش نیستند و هر چه نیكی و خوبی هم كه از قهرمانان و شخصیتهای بزرگ داستان سر می زند همه از طرف خدا بوده و آنها تنها واسطه ای بوده اند كه خدا این توفیق را به آنان داده در خدمت همنوعان خود باشند.

ادامه مطلب

ارسال: میعادگاه روز:دوشنبه 31 فروردین 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان

پیرمرد و کارگر
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد.
وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت.
 اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است.
 او درحین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد.
در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد.
ادامه مطلب

ارسال: ناهید روز:یکشنبه 23 فروردین 1388   لینك ثابت | نظرات () | عضویت در  میعادگاه ایرانیان