تبلیغات |
داستان های جذاب و خواندنی
|
| صفحه اصلی| عضویت رایگان|نقشه سایت|میعادگاه بلاگ|گروه میعادگاه|سایت تفریحی میعادگاه |
◊
ماه خال دار
◊
بخت بیدار
◊
آموزش داستان نویسی(4) - ویژگیهای یك نثر خوب داستانی
◊
آموزش داستان نویسی 3 - چه موضوعهایی را برای داستان انتخاب كنیم؟
◊
کیک مادربزرگ
◊
دانه ای که سپیدار بود
◊
آموزش داستان نویسی 2 - ویژگیهای یك قصه خوب كدامند؟
◊
پیرمرد و کارگر
◊
تکه ای که دوست نداری!؟
◊
آموزش داستان نویسی 1 - الفبای قصه نویسی
◊
چه کسی از ویس و رامین می ترسد و چرا؟
◊
داستان زیبای همره
◊
داستان جالب امتحان دامادها !!
◊
همراز یكدیگر باشیم
◊
شیطان
آمار بازدیدها:
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
اطلاعات سایت :
كل مطالب :
كل نظرات :
مدیران :
وبلاگ داستان های کوتاه و خواندنی با ظاهری جذاب
داستان زیبای عجایب هفتگانه جهان
داستان ادبی و بسیار زیبای بیمار
سایتی شاد و متنوع برای همه ایرانیان
از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری
دوست مرد بهتر است یا دوست زن !
![]()
راهنمای عضویت
عضویت در مجموعه
همكاری با میعادگاه
تبلیغات در میعادگاه
فروشگاه میعادگاه
سایت تفریحی
میعادگاه بلاگ
![]()
خبرهای خواندنی
دنیای ورزش
![]()
دنیای موبایل
دنیای كامپیوتر
آموزش های اینترنتی
آموزش طراحی سایت
قالب حرفه ای وبلاگ
دنیای دانلود
![]()
عكس های دیدنی
بهترین سایت عكس
ایران شناسی
دنیای طنز و خنده
جك و اس ام اس
فیلم ، تئاتر ،سینما
دنیای ماشین
كارت های تبریك
دانلود موسیقی
زنان و دختران ایرانی
فال و طالع بینی
دنیای بچه ها
مد روز
![]()
كارگاه شعر میعادگاه
داستان
های كوتاه
دنیای عاشقانه ها
میعادگاه ترانه ها
![]()
آستانهی دوست
مقالات فرهنگی
تكیه میعادگاه
شمیم یـار
یادواره شهدا
![]()
نشریه سایه روشن
دنیای كتاب
نشریه خانواده
![]()
علمی و دانشجویی
روانشناسی و موفقیت
حقوق و قضایی
مهندسی عمران
معماری و طراحی
پزشكی و سلامت
مهندسی الكترونیك
مهندسی كشاورزی
زبان انگلیسی
![]()
سایت متنوع راه نرفته
عضویت در راه نرفته
![]()
شهر دزفول
دزفول بلاگ
گروه دزفول
عكس های دزفول
خبرهای دزفول
دزفول شناسی
نشریه الكترونیك دزفول
ماه خال دار
گویند كه در ازمنه ای نه چندان قدیم روزی پسری به خانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سینه بكوفت كه چه شده ای گل پسركم !
پسر نگاهی به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم كه امروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاه همان و عشق همان ! پس اینك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روی و او را به نكاح (عقد )من در آری كه دیگر تاب دوری او را بیش از این درمن نیست !!!
مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبركم من حرفی ندارم و بسی خوشحالم كه تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابان و ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج كردن
اما بهتر است كه لختی درنگ نمایی كه اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید!
پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگر زن نخواهم كه این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .
پس مادر كه پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر كرد و به خانه همسایه رفت .
روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
در راستای آموزش مبانی داستان نویسی ، به مواردی همچون :الفبای قصه نویسی ،ویژگیهای یک قصه مناسب ، وموضوعات داستانها پرداختیم . امروز و در دنباله بررسی این موارد به مقوله ویژگیهای یک نثر داستانی مناسب می پردازیم .
-- ویژگیهای یك نثر خوب و مناسب داستانی
1 - انتخاب صحیح و دقیق كلمات:
در ادبیات تنها وسیله انتقال فكر واحساس كلمات هستند. نویسنده اگر شخصی مسلط بر زبان شد، در به كار گیری هر كلمه، تركیب، تعبیر، تشبیه، حرف اضافه وحتی هر علامت نگارشی در متن خود منظور خاصی خواهد داشت. او به وسیله هر یك از این انتخابها می خواهد فكر و احساس یا تصویر خاصی را به خواننده اثرش منتقل كند.
به تعبیر پیش كسوتها هر كلمه، بار عاطفی و احساسی خاصی دارد. به همین خاطر برای بیان هر حس تنها یك كلمه یا تعبیر وجود دارد و نویسنده باید همان را به كار بگیرد، نه كلمات مترادف آن را، تا بتواند حس مورد نظر را به خواننده منتقل كند.
در دو قسمت قبلی پیرامون الفبای قصه نویسی وویژگیهای یک قصه مناسب سخن گفتیم . در این مطلب به مبحث انتخاب موضوع برای نوشتن داستان می پردازیم.
در میان ماجراهای مختلفی كه در طول زندگی برای شما به عنوان یك نویسنده اتفاق می افتد یا خود شاهد آن بوده یا از دیگران شنیده یا تخیل كرده اید تنها ماجراها یی قابل تبدیل به داستان هستند كه آنقدر غیر معمولی، غیر تكراری و واجد آنچنان تازگیها و ارزشهایی باشند كه قابلیت بازگویی برای جمعی وسیع در حد یك جامعه و ملت را داشته باشند.
موضوعی كه بناست محور یك داستان قرار گیرد اگر هیچ خصوصیت بارزی نداشته باشد، حداقل باید دارای نكته ای باشد كه آن را از موضوعهای معمولی و تكراری متمایز كند. عده ای قابل توجه از مردم داستان را برای تغییر ذائقه و ایجاد تنوع در زندگی خود می خوانند پس دور نیست كه در داستان به دنبال فرهنگها، فضاها و آدمهایی بگردند كه با آنچه پیوسته پیرامون خود می بینند متفاوت باشند. خواهان ماجراهایی باشند كه خود به سبب محدودیت های شخصی وشرایط خاص اجتماعی شان قادر به درگیر شدن با آنها نیستند و در یك كلام طالب داستانی هستند كه برای ساعتی ولو در عالم خیال نسیمی از تازگی بر زندگی آنها بوزاند و به هیجانشان بیاورد.
پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح میداد که چگونه همه چیز ایراد دارد ... مدرسه، خانواده، دوستان و غیره.
دانه كوچک بود و كسی او را نمیدید. سالهای سال گذشته بود و او هنوز همان دانه كوچک بود.
دربخش قبلی در مورد عناصر لازم برای ورود به عرصه هنر ، چگونگی قدم گذاردن به عرصه هنر داستان نویسی و شرایط لازم برای مرود به این عرصه ، سخن گفتیم. اینک و در این مقال ، به ویژگیهایی که یک قصه خوب می بایست داشته باشد ، می پردازیم.
در این مورد به طور خلاصه می توان به ویژگیهای زیر اشاره نمود:
1) - خدا محوری:
یك قصه خوب قبل از هر چیز باید خدا محور باشد. یعنی در همه جای آن خدا حضور داشته باشد. معنی این حرف آن نیست كه جا و بیجا، با مناسبت یا بی مناسبت نام خدا یا آیا ت قرآن را بیاوریم ، بلكه بدان معنا ست كه نشان دهیم قصه از یك تفكر توحیدی سرچشمه گرفته و جوشیده است. علاوه بر اینكه به غیر از نشان دادن ارزشهای عالی انسانی به خواننده برسانیم كه محور عالم وجود خداست و سرچشمه همه خیرها و فیوضات اوست و انسانها در این میان وسیله ای بیش نیستند و هر چه نیكی و خوبی هم كه از قهرمانان و شخصیتهای بزرگ داستان سر می زند همه از طرف خدا بوده و آنها تنها واسطه ای بوده اند كه خدا این توفیق را به آنان داده در خدمت همنوعان خود باشند.
پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد.